
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت زجهان گذران ما را بس

سالی دیگر گذشت ٬ سالی که ستاره های درخشان خوشبختی آغاز هر بامداد و
پایان هر شامگاه
بهانه ای برای شادیمان بود !
سالی همراه با تلخیها و شیرینهایش ٬ سالیکه هنوز حلاوت شیرینی آن را احساس
و طعم گس تلخیهایش کاممان را میآزارد !
اینک در آستانه سالی دیگر هستیم ٬ شادمانه و امیدوار به استقبال شروع تازه ای
میرویم ٬ در حالیکه در این گذر ٬ کوله باری از تجربه و پیروزی و شکست بر دوش
داریم !

آموخته هایمان را در سالی که گذشت دو باره مرور میکنیم ٬ تا در سالی که پیش رو
داریم بکار آیدمان :
![]()
آموختیم که : فرصتها هیچگاه از بین نمی روند ٬ باید فرصت از دست رفته را
دو باره تصاحب کنیم !
آموختیم که : چشم پوشی از حقایق ٬ واقعیت آنها را تغیر نمی دهد !
آموختیم که : فردی شادی ما در زندگی تداوم می بخشد که بما بگویدتو مرا
شادمان کردی !
آموختیم که : مهربان بودن بسیار مهم تر و آسانتر از جدی بودن است !
آموختیم که : عشق و مهرورزیست که زخمهای درون را شفا داده و التیام می
بخشد !
آموختیم که : لبخند ارزانترین و کوتاهترین راهی است که میشود با آن نگاه و
افق دیدمان را وسعت بخشیم !
و بالاخره آموختیم که : خداوند همه چیز را در یک روز نیافریده ٬ چرا ماباید تصور
کنیم که همه چیز را در یک روز بدست آوریم ؟!
شاد و بهاری باشید 


