با چشمانی اشکبار به دیدنم آمد ! بر افروخته و غمگین می نمود ، بعد از
اینکه کمی آرامش کردم ، علت را جویا شدم و از او خواستم که ناراحتیش را
بمن که سالهاست با او آشنایم و همدل و همراز در میان بگذارد ! واو چنین
سفره دلش را گشود :
میدانی که سالهاست در نهایت صداقت و پاکی همراه و یاور زندگیش بودم ! در
سختیها ، نداریها ، بیماریها ، شادیها و غمها هرگز لحظه ای تنهایش نگذاشتم !
هرگز به او دروغ نگفتم و حقیقتی را از او کتمان نکردم ! اما او با من چه کرد ؟
همیشه بمن دروغ گفت ، همیشه پنهان کاری ! امروز هم با شجاعت و شهامت
تمام گفت : من در تمام مدت زندگی مشترکمان در حال دروغ گفتن به تو بودم !
و تا توانستم پنهان کاری کردم ! روابط و سلوک من با دوستان و نزدیکانت در حضور
یا غیاب تو دو گونه بوده ! در واقع در تمام مدت زندگی مشترک نقاب دروغین بر چهره
داشته ! مگر من جز تمنای صداقت و یکرنگی از او چه خواسته بودم ؟
حال من با چنین کسی که به دروغ و پنهان کاری خودش می بالد چه کنم ؟ چگونه
می توانم او را ببخشم ؟

با هر زبان و ترفندی بود آرامش اندکی را به او باز گرداندم ! اما آیا این درست است ؟
زندگی مشترک مقدس نیست ؟ چرا باید در این همه سال صداقت کم رنگ و دروغ
چیره باشد ؟!

ما درس صداقت و صفا میخوانیم
آئین محبت و وفا میدانیم
زین بی خردان سفله ، ای دل ! مخروش
کانها همه می روند و ما می مانیم
<<ملک الشعراء بهار >>
یکی از فضائل اخلاقی که نقش بسزائی در سازندگی انسان دارد ، صداقت در
گفتار و عمل است ! راستی و درستی یکی از مهم ترین پایه ها و اصولی است
که اساس جوامع انسانی را تشکیل میدهد ! و از این روست که یک انسان سالم
نیازمند روبرو شدن با صداقت و درستی است !
افراد راستگو معمولا افرادی شجاع ، جسور ، قاطع ، صمیمی و قابل اعتماد هستند !
افراد راستگو قطعا در زندگی خانوادگی پایبند به موازینی بوده که بدان عمل میکنند !
کسی که پنهان کاری میکند ، بیشترین زیانی که نصیب خود میکند ، ناراحتی
درونی است ، او پیوسته در اضطراب است که مبادا رازش بر ملا شود !
دروغ ها و پنهان کاریهای پی در پی روحیه دروغگو را متزلزل کرده و نومیدی بر
او مسلط خواهد شد !
در حالتی دیگر ،پس از مدتی دروغ گوئی ، شرم و حجب و حیا در فرد دروغگو از
بین رفته و او دیگر از اینکه دروغش بر ملا شود ترس و واهمه ای نداشته و به آن
افتخار هم میکند !
خصیصه صداقت ابتدا باید در درون خود فرد معنا پیدا کرده و سپس در برابر
دیگران در معرض ظهور گذارده شود !
یک فرد راستگو همواره در برابر وجدان خود آرام است و با خود میگوید : من با
اطرافیانم با صداقت و راستی برخورد میکنم ، حتی اگر بضررم باشد !
وجود صداقت به منزله خط سیری است که فرد راستگو را به سمت کمال
خواهد برد و ظاهر آرام و زیبای او آینه ای از تمایلات درونی اوست !
صادق کسی است که سعی میکند بر ناهنجاریهای نامعقول و موجود ، با
صداقت خود چیره شود . چنین فردی از کلیه معیارهائی که در جامعه بعنوان
استاندارد یک زندگی خوب بهره برده و برای تبرئه خود ، به توجیه های نا حق
متوسل نمیشود !
و آخر صداقت درست مثل تکه الماسی درخشنده است که درخشش آن
تحت هیچ شرایطی از چشم ها پنهان نخواهد ماند و ارزش آن در رفتار و برخورد
دیگران با فرد راستگو و صادق نمایان خواهد شد ! 
پ . ن : میدانم که پست اینبارم بعلت طولانی بودن ، دوستان خوبم را خسته
کردم ، اما چکنم که غم و رنج عمیق دوست ، دل را بدرد میاورد !
ضمنا شما میتوانید ، عین این مطلب را در آدرس ذیل نیز مشاهده بفرمائید




