بیداری و مناجات ، رجعتی هم بدرون داشته باشیم ! قبل از شروع به دعا !
از این شب متعالی و پر فیض ، در سوره قدر با صفت مبارک یاد شده و بیشتر از
هزار ماه ارج نهاده شده !
البته مشخص نیست که دقیقا شب قدر چه شبی است ، لیکن تما م این شبها
شبهائی که عرش خداوندیش بر روی بندگان باز است و دعاها مستجاب ، چه
خوب است که همه در حق یکدیگر دعا کنیم و دوستان خوبمان را از دعا فراموش
نکنیم . بسا کسانی باشند که بیش از ما به دعا محتاجند !.

با عشق و اطمینان میتوانم بگویم ، انگیزه ای که مرا بر آن داشت تا اشاره ای
به اشعار نغز و ارزنده استاد شهریار ، این دلسوخته شیعی در مدح اسوه جود و
سخا ، جوانمردی و مقام ولایت داشته باشم !
همانا نزدیکی و مقارن ایام شبهای فرخنده قدر ، و نیاز روحی عمیقی که در خود
احساس میکنم ، بوده است ! چه بسا شعرای شیعی که از بیم بر جان خویش
همه عمر مهر خاموشی بر لب زدند و همه عمر در سلوت سپری کردند و در مدح
علی، هرگز نسرودند !
اما سیرابی عطش جانمان با اشعار نغز استاد سخن شهریار ، فرو می نشیند
شهریار شاعری است که شیدائی و صاحبدلی ، صفای باطن ، لطافت روح
و نغز بودن کلامش در آتش سوز و التهابی که در درونش شعله می گیرد ، را بوضوح میتوان یافت .
او با الهام و معنویت دست بقلم می برد و در سروده زیبایش در مدح علی ،هنرنمائی
میکند استاد ، حضرت علی را نردبانی برای شناخت ذات یکتای خدا میداند :
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من بخدا قسم خدا را
پایبندی علی در اصول مروت و شرافت در این شعر شهریار تبلور یافته ، او عدل و
انصاف را سر لوحه زندگی خود میداند و حتی برای قصاص قاتل خود ، فرزندانش را
به مدارا با دشمن دعوت میکند :
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست ، اکنون به اسیر کن مدارا
استاد حضرت امیر را سلطان مناجات عاشقانه و عارفانه و شبانه میداند . آنزمان
که درهای رحمت الهی بر بندگان خاص گشوده و الطاف بیکرانش شامل حال شب
زنده داران میشود و این شبها بودند که شهادت میدهند که علی خفته در خواب
نبود ! استاد میفرماید :
فجر تا سینه آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت
علی هرگز با سفره های رنگارنگ افطار نکرد ! و حتی در نان جو و نمکش را نیز با
گرسنگان و مستمندان سهیم میشد !
روزه داری که به مهر امحار میشد
بشکند نان جوئی افطار
اگر بخواهیم آنچه در مورد حضرت مولا در دیوان استاد شهریار سروده شده را به بحث
بنشینیم ، مثنوی هفتاد من کاغذ شود اما بمصداق معرف :
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
ما نیز چون استاد سخن شهریار ، آرزومند و امیدوار می نالیم :
مستمندم بسته زنجیر در زندان یاعلی
دست گیر ، ای دستگیر مستمندان ، یا علی
< عین مطلب فوق را در وبلاگ قبلیم نیز میتوانید مطالعه بفرمائید >


ما را شایستگی فرمانبرداری و پرهیز از نافرمانی و شناخت نیکوئی ها را در این
زبانهای ما را به راستی و نیکو ئی و سخن حق گویا ساز !
الهی : بساز کار من و منگر به کردار من دلی ده که طاعت افزون کند ،
نمیدانم در کجا خواندم ، 

