نقل از وبلاگ ارزشمند : << عمو اروند عزیز >>
من سبزم چون جوانه های پونه و ترتیزک کناره ی جوی بارهای جاری از کوههای سر بلند کشورم !
جایگاه آرش ها ، حسن صباح ها و بابک خرم دین ها !
من سبزم ، چون اهورائی ام و نه آلوده بدروغ !
من سبزم ، دشمن اهریمن ، سمبول ناپاکی !
من سبزم ، هدفم روشنائی و رهائی انسان از اوهام و خرافه !
من سبزم ، چون ایرانی ام ، افتخاراتم فردوسی است که گفت :
دریغ است ایران که ویران شود / کنام پلنگان و شیران شود !
و سعدی که گفت :
بنی آدم اعضای یگدیگرند / که در آفرینش زیک گوهرند !
و حافظ که گفت :
در میخانه به بستند خدایا مپسند / که در خانه تزویر و ریا بگشایند !
من دنباله رو ستارخان و باقر خان هستم که شیخ فضل اله نوری به دشمنی با آنان برخاست و
مشروعه را علم کرد !
من رهرو مصدقم که خار چشم دشمن است . مصدقی که نام ایران و ایرانی را نزد دوست و دشمن
عزیز کرد !
ما سبزیم ، ما زمینی هستیم ، باورمندان به جامعه ای مدنی !
ما سبزیم ، ما ایرانی هستیم ، ما دروغ نمیگوئیم ، ما مردمانمانرا را دارای عقل و شعور میدانیم !
ما پاکیم و شفاف چون هوای بهاری کوهستانهای ایران عزیز !
ما سبزیم چون رنگ بالائی پرچم ایران !





یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول ، برای تحقیق به 

