دیده هایمان رنج دیده و گرانبار است ! آیا کسی هست که قلبهای بیقرار ما را
آرامش و تسکین بخشد ؟
روحمان پریشان است ! آیا کسی هست که پریشانی روحمان را بزداید ؟ و ما
را چون نسیم کوهساران سبکبال و پر طراوت سازد ؟
آری فقط او و یاد اوست که بما آرامش و ایمنی خواهد داد !
این چه حرفی است که در عالم بالاست بهشت
هر کجا دست دهد وقت خوش ، آنجاست بهشت
ماه رمضان آن وقت خوش است که با آمدنش ، برایمان آرامش و بیاد دوست بودن
را به ارمغان آورده !
رمضان ماه دوری از گناه ، ماه انس با قران ، ماه ضیافت اله بر شما مبارکباد !
رمضان فرصتی است تا این لحظات کوتاه عمر را در راه کسب و نثار عشق بیدریغ
بهمه کس و همه چیز بهره بریم !
هجرتی داشته باشیم از خود بسوی او .....او که ابدیت مطلق است !
دل و روحمان را راهی طواف خانه اش کنیم در این شبهای عرفانی و ناب ، بیاد
آنانی باشیم که غمی در دل دارند ، و گره گشای غمها و دردهایشان باشیم !
و بیابیم او را که در دلهای غمدیده خانه دارد !
<< داستان کوتاه زیر زا با تامل بخوانید : >>
هلمن هانت تصویری زیبا را ترسیم میکرد که در آن حضرت مسیح (ع) هنگام نیمه
شب در باغی ایستاده ، فانوسی در یک دست و با دست دیگر بر در میکوبید !
یکی از دوستان هنرمند به او گفت : هلمن در تابلوی تو یک اشتباه وجود دارد !
دری که تو نقاشی کرده ای ، دستگیره ندارد !
نقاش پاسخ داد : اشنباهی در کار نیست ! دری در قلب انسانها وجود دارد که
فقط از داخل باز میشود !
براستی چنین است و این ما خود هستیم که باید این در را از درون باز کرده و
و اجازه دهیم خدا به قلبمان وارد شود !
در همه سالهای عمر کوتاهمان " او " بیرون خانه قلبمان ایستاده است و بر در
می کوبد و اجازه ورود میخواهد ! اما ما ..............
چه هنگام این در را به روی " او " خواهیم گشود ؟
روی هر پله ای که هستی خدا از تو بالاتر ایستاده ! نه بخاطر اینکه خداست !
بلکه بخاطر اینکه حواسش به توست و میخواهد مواظبت باشد و دستت را بگیرد !
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()








